مهیار

تکنولوژی و فناوری

مهیار

تکنولوژی و فناوری

دنیای سحرآمیز تلفن همراه

دنیای سحرآمیز تلفن همراه

نویسنده: دان شیلر
منبع: روزنامه جام جم


چکیده: رها شده‌ایم و دیگر اکنون از آزادی سرگیجه گرفته‌ایم. به کمک هزار و یک ابزاری که بدون سیم کار می‌کنند ، با سراسر جهان ، هم زمان با جا به جا شدنمان تماس می‌گیریم و بدینسان به وابستگی‌های گوناگون دامن می‌زنیم.

کارشناسان، این رفتار اجتماعی نو را در درون پدیده‌ای به نام «ارتباط پایا» بررسی می‌کنند. شمار تلفن‌های همراه فروخته شده در سال 2003 ، بیش از 500 میلیون دستگاه برآورد شده است. در همین سال ، ‌یک سوم مردم ژاپن با تلفن همراه به شبکه اینترنت پیوسته‌اند.

آمریکایی‌ها 15میلیارد ساعت از تلفن‌های همراه خود استفاده کرده‌اند و اروپاییان بیش از 113 میلیارد پیام کوتاه خدماتی برای همدیگر فرستاده‌اند.

چین با 220 میلیارد پیام، در ورای همه اینان جای می‌گیرد. مانند بسیاری دیگر از تولیدات جهان امروزی ، ‌گفتگو به وسیله تلفن همراه، در بنیان خود نیازی است که اربابان ابزار تولید و کسانی که سودهای سیاسی در گسترش فردگرایی دارند ، آفریده‌اند. در این ماجرا، ‌این عرضه است که تعیین کننده است نه تقاضا.

شرکت‌های موتورولا، انتل ، نوکیا، سونی اریکسون ، سامسونگ ، ودافون، میکروسافت، اس.ف.ر و بویگ و بسیاری دیگر از شرکت‌ها در مقیاس جهانی، ابزار و خدمات مربوط به تلفن همراه را روانه همه بخش‌های بازار می‌کنند.

ابزار، شبکه‌ها، سامانه‌های بهره‌برداری ، برنامه‌های رایانه‌ای و دیگر فن‌آوری‌های وابسته به تلفن همراه از سرمایه‌گذاری‌های گسترده همتراز نتیجه‌‌های پیش بینی شده، بهره می‌برند. امروزه ، شمار تلفن‌های همراه از تلفن‌های ثابت پیشی گرفته است و همه شواهد نشان می‌دهند که هنوز گسترش واقعی فن‌آوری «بی‌سیم» در راه است.

افزایش تلفن‌های همراه و گوناگونی خدمات و تبلیغات وابسته به آن ، دگرگونی‌های اجتماعی گسترده‌ای را به دنبال خود آورده است.

دنیای سحر‌آمیز این گونه ارتباط، میوه نمادین قدرت 20 ساله نئولیبرالیسم است و به مانند همان،‌بر غارت استوار است و زمینه ساز نابسامانی.

با گسترش استانداردهای ناهمگون، شرکت‌های رقیب مشتریان را به گروگان می‌گیرند و بدینسان بازار را میان خود بخش می‌کنند. هر چند که نسبت به اروپا و آسیا، آمریکایی‌ها در بهره‌‌وری از تلفن همراه پس مانده‌اند ولی در امر رقابت افسار گسیخته ، از همه پیشی گرفته‌اند.


از دور خارج شدن تلفن‌های همراه و به کار گرفتن تلفن‌های جدیدتر، بر همه لایه‌های بازار اثر می‌گذارد.

یادآوری کنیم که فقط در آمریکا هر ساله میان 40 تا 50 میلیون تلفن همراه دور انداخته می شوند.

مد هر 6 ماه یک بار دگرگون میشود و نوآوری‌ها، هم ریخت و هم رنگ و هم فن‌آوری‌ دستگاه‌ها را در بر می‌گیرد.

دستگاه‌هایی به رنگ آب نبات با اکران‌های باز شونده و یا کشویی، که میتوانند هم تلفن باشند و هم دوربین عکاسی یا فیلم‌برداری و هم می‌توانند صداها را بازشناسی کنند، نمونه‌هایی از فرآورده‌های یاد شده‌اند. ودافون در بریتانیا و یاهو چیسون در ژاپن، نوترین فن‌آوری‌‌ها را، همچنان که روزنامه وال استریت می‌نویسد، از دست همدیگر می‌ربایند.

امروزه تنها پیشرفته‌ترین دستگاه‌ها می‌توانند با خدماتی همراهی کنند که شرکت‌ها با تلاش بسیار به مشتریان خود می‌فروشند.

شرکت‌هایی که فرآورده‌های نو را نادیده بگیرند، هزینه سنگینی را خواهند پرداخت. در ژاپن، سرزمینی که فن‌آوری «بی‌سیم» در اوج رشد خود جای دارد، رقابت شگرفی که میان مدیران شرکت دوکومو و شرکت تازه از راه رسیده ک.د.د.ی در گرفته ، مشترکان را در سیلاب فرآورده‌های نو غرق کرده است.

در سال 2004،‌شرکت دوموکو 20 درصد درآمد سالیانه‌اش را که مبلغی بیش از 9 میلیارد دلار می‌باشد، از راه فروش برنامه‌ای به نام ایمود به دست آورده است. 42 میلیون مشتری، این برنامه را روی رایانه‌های خود پیاده کرده‌اند.

خدمات به فروش رفته ایمود، چیزی جز برنامه‌های فال بینی، بازی و به ویژه زنگ‌های گوناگون تلفن نبوده است.

اینان از همان گونه خدماتی‌اند که همه شرکت‌ها برای سوداندوزی بیشتر ، بر سر آن رقابت چشم‌گیری دارند.

در اروپا و آمریکا، گسترش کاربردهای این فن‌آوری با نگاه به شمار اندک مشتریان،در خور توجه است. آشکار است که دوشادوش کارآمد کردن بیشتر این دستگاه‌ها و موج نوی سرمایه‌گذاری، شرکت‌های ارایه دهنده خدمات، کارکرد اجتماعی تلفن را رقم خواهند زد.

با این همه،‌فراموش نکنیم که گسترش شبکه‌های ارتباطات بی‌سیم، وابسته به عامل‌هایی است که از کنترل خارجند. مهم‌ترین آن‌ها موج‌های الکترومغناطیسی‌اند که به مانند سرچشمه‌ای پنهانی، بیتشرین ارتباطات الکترونیکی را تغذیه می‌کنند.

این وابستگی به خودی خود آشفتگی می‌آفرینند. در سال‌های 2000 و 2001، سال‌هایی که بیشترین سرمایه‌گذاری روی فن‌آوری یاد شده انجام گرفت، شرکت‌ها در پی به دست آوردن انحصار راه‌اندازی نسل نو شبکه‌های قدرتمند، هزینه‌های سرسام‌آوری را برای خرید بسامدهای رادیویی پرداختند.

فروش کشورهای بریتانیا و آلمان و آمریکا در این داد و ستد ، به ترتیب 33 میلیارد،‌48 میلیارد و 17 میلیارد دلار بود.

بدهی‌های ناشی از این داد و ستد به مبالغ هنگفتی افزوده شد که برای خرید شرکت‌های رقیب خرج شده بود. امری که ورشکستگی سال‌های 2002-2001 را به دنبال آورد و ده‌ها هزار کار را در میان تولید‌کنندگان تلفن و ابزار یدکی، که درصد بالایی از اعضای سندیکاها را در خود داشت، از بین برد.

از این تاریخ است که رقابت افسار گسیخته به همه بخش‌های فن‌آوری «ارتباطات از راه دور» دست‌اندازی می‌کند و با توانایی‌های شگرفی که در این زمینه بروز می‌دهد، امکان هر گونه تثبیت قیمتها را از شرکت‌ها باز می‌ستاند و روز به روز نگرانی بیشتری را در مورد کنترل بازار دامن می‌زند.

بسنده کردن به خدمات ناچیز

گسترش بی‌برنامه بازاری سرریز شده از کالا، دشواری‌های دیگری را نیز می‌آفرینند. اشتباه های چند باره که در صورت حساب‌ها آورده می‌شود و کیفیت پایین خدمات، بخشی از این دشواری‌ها در آمریکاست.

شش درصد از مشترکین از مبالغی که به عنوان مالیات فدرال در صورت حساب‌های خود دیده‌اند، گله دارند.

در سال 2002، 60 درصد مشترکین، دست کم یک بار از خدمات ارایه شده شکایت کرده‌اند. در سال 2003 ، در گزارشی دولتی ،‌دشواری‌های مربوط به پوشش ارتباطی ، پارازیت‌ها و آکندگی‌ خط‌های شبکه را که به قطع ارتباطات می‌انجامیدند، به کمی‌سرمایه‌گذاری در این زمینه نسبت داده است.

یادآوری کنیم که قطع شدن‌های نابهنگام ، یک دهم ارتباطات یک پنجم مشتریان را در بر می‌گیرد.

آیا تمامی‌این نابهنجاری‌ها هزینه‌ای پرهیز ناپذیر است که برای پیشرفت و نوسان‌هایشان می‌پردازیم؟ روزنامه‌نگار نیویورک تایمز می‌نویسد که «بهره‌وری از تلفن به گونه‌ای شگفت‌انگیز چنان افزونی گرفته است که شبکه‌های ارتباطی همواره آکنده‌اند؛ چیزی که با درصد بالای ناخوشنودی‌های مشترکین همخوانی دارد.»

این آکندگی خط‌ها نشان یک بیماری است. زمانی که بدانیم «تلفن‌های همراه از تلفن‌های ثابت کمتر کارآمدند» پایین بودن سطح خدمات تلفن‌های همراه را بهتر در می‌یابیم.

با این که امنیت ، یکی از مواردی است که شرکت‌ها درباره آن تبلیغات فراوانی برای فروش تلفن‌های همراه می‌کند، این تلفن‌ها در زمان‌های اضطراری ، از تلفن‌های ثابت که از سوی راهبان نئولیبرالیسم ناچیز شمرده شده‌اند، کمتر کارآمدند. ناکارآمدی این شبکه‌ در جریان 11 سپتامبر 2001 به خوبی آشکار بود.

ساختن ژنراتورها و بهسازی پوشش‌های ارتباطی شرکت‌ها می‌تواند چاره‌ای برای این دشواری‌ها باشد و کیفیت ارتباط‌ها را به سطح بالای شبکه‌های تلفنی سنتی آمریکا برساند. می‌دانیم که در شبکه سنتی تلفن آمریکا 99/99 درصد ارتباط‌ها بدون هیچ گونه دشواری‌ به انجام می‌رسید.

چاره کار ، سرمایه‌گذاری‌های کلان در این زمینه است و هیچ شرکتی از هراس ورشکسته شدن به آن دست نمی‌یازد. این جااست که بازار ارتباط های بی سیم از دو سو آسیب پذیر می‌شود:‌ از سویی، رقابت تشدیدشده شرکت های بزرگ، به توانایی‌هایی شگرف در سطوح کلی این بازار دامن زده است و از دیگر سو، سرمایه گذاری اندک در سطوح محلی، کارآمدی بازار این فناوری را پرسش برانگیز کرده است.

در برابر این آشفتگی کم و بیش فراگیر، حکومتها نیز ناتوانی خود را نشان داده‌اند. چنین است که پس از 15 سال گسترش این بازار، سازمان fedral communication هنوز نمی‌تواند کمینه کیفیت خدماتی را تضمین کند.

همه این بازار در شرایطی بسیار شکننده قرار دارد و زمین گیر شدن آن می‌تواند زمین گیر شدن اقتصاد جهانی را به دنبال داشته باشد.

با این همه می‌توانیم از خود بپرسیم که چرا در کمتر از 15 سال شمار تلفن های همراه از شماره تلفن های ثابت گذشته است. برخی می‌گویند که بالا بودن تقاضا، ناشی از رشد نایافتگی شبکه های ارتباطی سنتی کشورهای جنوب و کشورهای بلوک شرق پیشین است و نوسازی شبکه ها به دست بخش خصوصی در سال های 1980 پاسخی بود به نیازهایی که دوران زیادی سرکوب شده بودند.

اما چرا این نیازها به سوی تلفن های همراه سرازیر شده‌اند؟ از دید ما این تقاضا ریشه در فشارهای اجتماعی دارد. نزد انسان هیچ نیازی به ارتباط پایا وجود ندارد.

این صحنه گردانان اقتصادند که تصمیم می‌گیرند که این یا آن فناوری گسترش یابد یا نه. نیاز به این که انسان همواره در دسترس ارتباط با دیگران باشد گام نوینی از خصوصی سازی ارتباطات است که سی سال پیش روشنفکر انگلیسی، ریموند ویلیامز تحلیل کرده است.

این گونه زندگی اجتماعی،‌ ریشه در از بین رفتگی تولید کننده خرد و دوری جای کار از جای زندگی دارد. به گفته ویلیامز این گونه ارتباط بیشتر برآمد زورآزمایی نیروهای موثر در جامعه است تا فرجام جبری پیشرفت فنی. این پدیده نخست زندگی شهری و پس از آن زندگی حومه نشینی کشورهایی مانند آمریکا را رقم زده است.

برای این که منطقه های دورافتاده در خور زندگی کردن باشند بایستی افزون بر اتومبیل و پارکینگ، به گونه ای نو از ارتباط نیز دسترسی داشت. گسترش رادیو و تلویزیون نگاه میلیونها خانواده را بر سوی مرکزی یگانه از اطلاع رسانی و سرگرمی‌کشانده است.

برآمد و گسترش بهره‌وری از تلفن همراه چیزی جز نتیجه دیگری از این گرایش تاریخی نیست. گرایشی که ریشه در جوامع سرمایه داری دارد.

در این فضا، چشم پوشی از فناوری نو همان اندازه دشوار است که زندگی بدون تلفن. بیش از یک قرن است که این معجزه فناوری پیوند میلیونها خانواده ای را که پراکنده و دور از همدیگر در شهرهای بزرگ زندگی می‌کنند شدنی کرده است.

یک چنین دگرگونی ای اختراع کدهای جدید را برای آغاز کردن و پایان دادن گفتگو الزامی‌ساخته است. همگانی شدن این وسیله دگرگونی های ژرفی را در روابط خانه و کار زن و مرد و بین طبقات اجتماعی به دنبال داشته و خواهد داشت.

تلفن همراه به ما این توانایی را می‌دهد که چند دقیقه از روز کاری مان را به زندگی شخصی مان بپردازیم. ولی همزمان همین تلفن به فرادستمان نیز امکان می‌دهد که به ما همیشه دسترسی داشته باشند. زمان گذاری آزادی ای که تلفن همراه به ما داده است بخشی از امکانی است که می‌تواند زندگی کارمان را به درون زندگی خصوصی مان بکشاند.

چین با 269 میلیون مشترک بزرگترین سرزمین تلفن همراه است این گسترش بهره وری از تلفن همراه همان اندازه به درآمد طبقه متوسط شهری وابسته است که به مهاجرت درونی کشور پدیده ای که ناشی از وارد شدن کشور چین به بازار جهانی است. میلیونها انسان محل تولد خود را برای یافتن کار وامی‌گذارند و از بیشترشان بهره کشی سختی می‌شود.

به گفته مدیر دفتر بازرسی شرایط کار در چین در دلتای رودخانه مروارید تنها 30 درصد نیرو کار 8 ساعت به کار می‌پردازد.

46 درصد نیرو کار تا 14 ساعت در روز کار می‌کنند در آمریکا ساعت های کار از سال 1970، 20 درصد افزایش یافته است و دلیل بینایی آن پایین آمدن توانایی خرید نیروی کار است.

برای زنان ورود به بازار کار چیزی از کارخانگی ای که مسئولیت همه آن بر دوششان مانده نکاهیده است. گسترش بازار موبایل در بیشتر وقتها با این انحطاط کیفیت زندگی و پس نشینی خدمات همگانی همراه بوده است. انحطاط نام برده افراد، خانواده را ناگزیر کرده است که زمان خود را میان ضرورت های کاری، خرید، نگهداری کودکان و سرپرستی خویشان سالخورده تقسیم کنند.

شهرنشینی زمینه برتر گسترش خصوصی سازی صنعت موبایل است. در نبود وسایل نقلیه همگانی با کیفیت، اتومبیل نقش بنیانی بازی می‌کند. در محدوده فعالیت های کاری آمریکایی ها سالانه 405 میلیون جابه جایی بیش از 75 کیلومتر را به انجام می‌رسانند.

هشتاد درصد این جابه جایی ها با اتومبیل است. اگر افزون بر این جابه جایی کاری جابه جایی برای خرید و رفتن نزد پزشک و سرگرمی‌را هم به حساب بیاوریم امریکایی ها بیش از 1/1 میلیارد جابه جای انجام می‌دهندکه 87 درصد آن با اتومبیل است.پیاده‌روی فقط 9% جابه جای‌ها را دربر می‌گیرد.

جابه جایی با وسایل نقلیه همگانی که اتوبوس مدرسه را هم شامل می‌شود فقط 3 % از همه جابه جایی هاست. میانگین بهره‌وری هر نفر از اتومبیل یک ساعت در روز می‌باشد.

بیافزاییم که 40% ارتباط های انجام یافته با تلفن همراه از اتومبیل ها بوده است. این 40% ارتباط برابر 400 میلیارد دقیقه گفتگو در سال 2003 است.

شرایطی نابخردانه

اینجا نیز از تحول طبیعی نمی‌توان سخن گفت. نقش با اهمیت اتومبیل در زندگی روزمره این جامعه ها نیز نتیجه همان خصوصی سازی است که این جابه جایی را نشانه رفته است.امری که پس از جنگ جهانی دوم خودش را به همه تحمیل کرده است.

اتومبیل نماد پیشرفت جبری نیست بلکه نماد نبود توازنی است که جوامع امروزی از آن رنج می‌برند. این را هم بدانیم که تندرستی همگانی نیز دستخوش این آشفتگی و نبود توازن است.

در سال 2002 تلفن های همراه در آمریکا بانی 6 % تصادف های جاده ای بوده اند. در این تصادفها 2600 نفر جان خود را از دست داده اند و 330 هزار نفر زخمی‌شده اند.

بسیاری از کشورها و نیویورک و نیوجرسی آمریکا از بهره‌وری تلفن همراه در اتومبیل جلوگیری کرده اند. به مانند موفقیت بازار اتومبیل، موفقیت بازار تلفن همراه نشانه گرایشی است که می‌خواهد شرایطی را که روز به روز نابخردانه تر می‌شود توجیه خردورزانه کند و بتواند اندکی کنترل فردی در جامعه ای بیابد که به کژراهه می‌رود.

فناوری ارتباط پایا که می‌تواند محل فرد را در همه لحظات شناسایی کند ابزاری است که توانایی آن را دارد که در خدمت نظام سرمایه داری ای مستبدتر از آنچه اکنون داریم قرار گیرد. پلیس و شرکت ها در جهت نظامی‌کردن این فناوری فعالند و به دنبال به وجود آوردن امکان ردگیری دائمی‌ افراد هستند.

از چندی پیش بازاریابی این شرکتها به وسوسه ای دیرینه پر و بال می‌دهد. فرد می‌تواند با استفاده از تلفن همراه از موقعیت عادی خود در جامعه رهایی یابد.

در نشریات می‌خوانیم که چگونه با تلفن همراه می‌توان موازین و کارکردهای غالب را زیر پا گذاشت اما گرایش به آزادی نیروی محرک اصلی نیاز به ارتباط پایان نمی‌باشد.

درست است که استفاده از تکنولوژی تلفن همراه برخی از عرصه های زندگی روزمره افراد و خانواده هایشان را آسان می‌کند اما این امکان به تشدید نابرابری ها نیز منجر می‌شود.

در جامعه ای که سرگرمی‌و کار به شیوه ای نابرابر بین طبقات اجتماعی تقسیم شده است و افزایش مدت کار به ویژه در ایالات متحده بیکاری و از بین رفتن خدمات دولتی، زندگی شهروندان را دشوارتر می‌سازد افراد با گرایش به ارتباط‌هایی مانند تلفن همراه تلاش می‌کنند به تنهایی مشکلات روزمره و خردکننده را حل نمایند.

بازار تلفن همراه این ابزار را در عین حال به ابزار پخش آگهی و فروش تبدیل کرده است. شرکت‌هایی چون ودافن در نظر دارند به زودی برای هر نفر در هر کجا که باشد پیامی ‌ویژه بفرستند. این پیام شامل اطلاعات ترافیکی هواشناسی، اخبار و آگهی تجاری خواهد بود.

در استرالیا مشترکین شرکت تلسترا، شرکتی که دارد خصوصی می‌شود، می‌توانند با گرفتن شماره ای که روی دستگاه های پخش کوکاکولاست نوشیدنی خود را بخرند و هزینه آن را با صورت حساب آینده تلفن همراه خود بپردازند.

در اروپا، شرکتها، گروه مالی جدیدی را به نام سمپی راه انداخته اند که قرار است از تلفن همراه وسیله ای برای پرداخت و خرید در تمامی‌اروپا بسازد.

دو شرکت از بزرگترین شرکت های تولید و فروش موسیقی که یونیورسال و سونی باشند، از هنرمندان مطرح خود می‌خواهند که گزیده ای کوتاه از تولیدات خود را برای فروش و پخش روی تلفن های همراه آماده سازند.

چنین است دنیایی سراسر سرگرمی‌و بدون مرز که ارتباط های بی سیم نویدش را به ما می‌دهند.

فراتر از ICT

فراتر از ICT

نویسنده: مهدی صمدی
منبع: باشگاه اندیشه

1) انبار شدن اطلاعات با هر حرکت انقلابی در علوم جنبه­های جدی­تری به خود می­گیرد. اگر همه آنچه را که بشر تاکنون به عنوان علم، دانش، دانایی و اندیشه، از هر سخنی: طبیعی، ماهوی، تجربی و غیره بدست آورده را روی هم جمع کنیم و در یک طرف ترازو قرار دهیم و آنچه در قرون ماضی از این دست بوده را در طرف دیگر قرار دهیم مشخصاً ترازو وضعیت اسفناکی به دست خواهد داد!
از وقتی خیام برای اولین بار عرض کره زمین را با معادلات ریاضی محاسبه کرد تاکنون و از وقتی سقراط با سوفسطائیان درگیر شد تا زمان ملاصدرا و حتی عصر حاضر علوم مختلف تغییرات شگرفی داشته­اند، ولی یک سؤال اساسی وجود دارد. باید چگونه و با چه پایه­ای به جمع­آوری این علوم پرداخت. خرید شیر با مقیاس لیتر و خرید میوه با مقیاس کیلوگرم کاملاً به ذهن ما عادی به نظر می­رسد ولی پایه و مقیاس دانایی چیست؟

غرب پس از تحویل گرفتن تمدن از مسلمانان اعداد را به منزله مقیاس انتخاب کرد. به طور خاص اعداد صفر و یک این وظیفه را بر عهده گرفتند. این مسئله حتی به دنیای جدیدی که تمدن حاضر به وجود آورده بود، راه یافت و کامپیوتر بر همین مبنا شکل گرفت. ظرفیت مناسبی که اعداد داشتند این امکان را فراهم کرد تا آن ها به مثابه مظروف تلقی شوند. اطلاعات انبار می­شد و روز به روز این مظروف رو به اتمام می­گذاشت. کیلوبایت، مگابایت، گیگابایت و دست آخر بشر به این نتیجه رسیده است که عدد قابلیت خود را از دست داده و افزایش اطلاعات نیازمند تحولی جدید است. در این مرحله دو دیدگاه طرح شد.

عده­ای که همچنان معتقد به استفاده از ظرفیت اعداد بودند، تعابیر جدیدی برای دسترسی به اعداد و ظرفیت های آن پیشنهاد می­کردند، ولی در سوی دیگر افرادی بودند که معتقد به تغییر کلی در نگرش بر مقیاس سنجش دانایی بوده و پیشنهادهای دیگری داشتند. اعداد به مثابه مقیاس ظرفیت­های کلانی نیستند. آنها قابلیت انعطاف محدودی دارند، لیکن غرب در قرون گذشته و علی­الخصوص بر پایه راسیونالیسم حاکم بر تفکر فلسفی آن عدد را مقیاس خوبی یافت و همین عدم انعطاف نیز برای او قابل توجه و استناد می­نمود.

پیروان تفکر اول که معتقد به ایجاد ظرفیت های جدید در اعداد هستند تئوری مناسبی طرح کردند که حداقل از لحاظ عقلی می­توانست قابل قبول تلقی شود. آن ها طبقه­بندیهای بهم ریخته و فشرده ی موجود را عامل درهم ریختگی ­ظرفیت­ها می­دانستند و برای تسلط مجدد بر آن شیوه ی جدید طبقه­بندی را پیشنهاد کردند. پیشنهاد حاضر با استقبال گرمی روبرو شد و عنوان آن یعنی ICT توانست به مثابه یک انقلاب در انقلاب تلقی گردد.

بانیان این نهضت جدید توانستند یک حرکت رو به جلو را برای تسلط بر مشکلات روزافزون حاضر در عالم دانایی انجام دهند، لیکن دسته دوم همچنان معتقدند که این واکسن قوی، تنها مسکن دردهای بشر علم محور بوده و به زودی تمام مشکلات سابق خود را عیان خواهند کرد. پیشنهادی که آن ها طرح می­کنند نیز جالب توجه است. آن ها معتقدند نه در نگرش های خرد مربوط به طبقه­بندی دانایی بلکه در خودِ اصل قضیه یعنی واقعیت طبقه­بندی به شیوه ی حاضر نگرش اصلاحی لازم است.

پیشنهاد آن ها نیز جالب توجه است، آ نها معتقدند که حروف بایستی جای اعداد را بگیرند. اعداد خاصیت انعطاف­پذیری کمتری دارند، لیکن حروف از قابلیت بالایی برخوردار هستند. جالب اینکه این مسئله با تفکر اسلامی و علی­الخصوص شیعی انطباق دارد. برای مثال، می­توان از احادیثی نام برد که در آن ها مقیاس علوم معرفی شده. در برخی از آن ها علم دانایی 73 حرف و در برخی 25 حرف معرفی شده، که در نوع خود جالب توجه است. استفاده از مقیاس حروف، آن هم چیزی حدود 14 قرن پیش، نشان می­دهد که معصومین (ع) از همان دوره، به علوم لایزال، دسترسی داشته­اند.



2) هر روز اخبار جدیدی از پیشرفت های علمی به دست می­آید. علوم هم اکنون به جایی رسیده­اند که هر نوع پیشرفت یک انقلاب تلقی می­شود. هر انقلاب دانایی مسیرهای سابق را به نحو کامل دگرگون ساخته و راه های جدیدی را برای ادامه دانش محوری می­گشایند. تلقی از انقلاب فکری پیش از این در قالب انقلاب صنعتی یا امثالهم معنی می­یافت، ولی هم اکنون تحولات شگرف روز به روز و حتی ساعت به ساعت علوم را از هم متمایز می­سازند. سؤال اساسی این است که آیا این نوع تفکیک مفید است؟ شاید بشر به تخصصی شدن علوم در دوره حاضر افتخار کند، ولی این مسئله طرح می­شود که آیا چنین تقسیم­بندی اصولاً لازم است؟

طرفداران مقیاس­های جدید معتقدند نه تنها این تقسیم­های تفصیلی مفید نیست، بلکه همگی از ناتوانی مقیاس­های حاضر ناشی می­گردد. به عبارت دیگر اگر علوم به جای قیاس­های فعلی با قیاس های دیگر سنجیده شوند، پیشرفت آن ها نیز جنبه ی قدرتمندتری به خود خواهد گرفت.

یک نفر علاقمند به موسیقی در نوارهای کاست سابق می­توانست چیزی حدود 10 آهنگ را جمع­آوری کند. وی وقتی در قفسه اتاق خویش می­توانست 500 نوار کاست را جا دهد می­توانست آهنگ­های مورد علاقه­اش را به 5 هزار افزایش دهد. پس از اتمام این ظرفیت او می­تواند دو شیوه را برگزیند. اول اینکه به فکر قفسه جدیدی باشد، دوم اینکه شیوه ی جدیدی برگزیند تا در همان قفسه با مقیاسی دیگر، امکانات مفصل­تری برای خود فراهم کند. استفاده از MP3، VCD، DVD و امثالهم مثال های این قضیه هستند. حال این مثال را با کمی تغییرات می­توان درباره کل دانایی و مقیاس سنجش آن به کار برد.

واقعیت آن است که معتقدان به ICT هرچند از باده ی تحولی که آفریده­اند مغرورند، لیکن پیشرفت های چشمگیر بشری از هم اکنون آن ها را نگران و مضطرب به خاطر به پایان رسیدن ظرفیت های جدید ساخته است.



3) هم اکنون که به ظاهر تحولات اخیر توانسته است چالش­هایی ایجاد نماید. صاحبان اصلی فناوری اطلاعات به شدت سرگرم طراحی مسیرهای انحرافی برای مبارزه با انسداد مسیرهای فعلی هستند. شاید به ظاهر، عده­ای مشکلات موجود و از آن جا مشکلات حاضر در جهان مجازی را دغدغه اصلی این دانشمندان بدانند، لیکن واقعیت چیز دیگری است. آموزه­های دینی علم و دانایی را بسیار بیشتر از آنچه تصور شود معرفی می­کند. این آموزه­ها، علوم حاضر را در صورتی که به کمال برسند، تنها درصد ناچیزی از کل دانایی قلمداد می­کنند. حال در صورتی که این درصد ناچیز چنین آشوب های علمی بر پا کرده است، چگونه می­توان تصور کرد که بشریت حتی این درصدهای ناچیز را کامل کرده و به فکر راهیابی به علوم دیگر باشد.

دانشمندان مختلف هم اکنون شیوه­های متفاوتی را پیشنهاد می­کنند، لیکن تقریباً عمومیت آن ها رفته رفته قائل به تحول در جهان علم و دانایی شده و پیشنهاد دسته دوم مبنی بر تغییر در مقیاس ها را می­پسندند. با این وصف آیا عمر تحولات جدید در عرصه ICT به پایان خواهد رسید؟ آیا دانایی­های حاضر قابل دسترس با شیوه­های سابق خواهند بود؟ آیا رمزها و کدنگاری علوم حاضر در شیوه­های آخر متحول خواهد شد؟ آیا آنچه هم اکنون به دست آمده به شیوه ی حاضر نگهداری شده و الباقی با شیوه­های جدید ضبط خواهند شد؟ آیا تقسیم­بندی علوم دچار تحول خواهد شد؟ و هزاران سؤال دیگر که بایستی یک به یک درباره ی آن پیش­بینی کرد.

اگر چنین تصوری درست باشد و اگر بخواهیم با عینک تافلر با این موضوع نگاه کنیم بایستی اشاره کرد:

از قرار معلوم انگار عمر موج سومی که تافلر مدعی آن بود، به سر می­آید و تئوری او مبنی بر این که امواج، هر کدام نسبت به دوره قبل با سرعت فوق­العاده بیشتری تمام می­شوند، این بار نیز صحیح است!

چرا گوگل؟ چرا یاهو؟

چرا گوگل؟ چرا یاهو؟

از دنیای ایران جوان

بیشتر اوقات شاهد اخباری جدید از گوگل هستیم که این غول دوست داشتنی اینترنت امکانات جدیدی را ارائه کرده است و همیشه منتظریم تا خبر تازه ای را بشنویم و حتی بعضی مواقع خودمان پیش‌بینی می کنیم که امکان بعدی گوگل چیست؟! و باید پذیرفت که گوگل از بسیاری از رقبای خود همانند یاهو در عرصه‌ی وب، در بورس و ... بالاتر است ولی به راستی چرا این چنین است و چرا دیگر رقبا خصوصاً یاهو در فکر ایجاد تحولی عمیق‌اند؟

شرکتی برای آغاز کار خود سیاست‌هایی دارد که نحوه ی فعالیت آن شرکت را مشخص می‌کند. سیاست‌های بنیادین گوگل با یاهو بسیار فرق دارد و برای این که متوجه این تفاوت شویم بهتر است از آغاز با این دو رقیب همراه شویم.

هنگامی که در سال ۱۹۹۴ دو دانشجو تصمیم گرفتند یک ایده‌ی نه چندان جدید مبنی بر ایجاد فهرستی از سایتهای اینترنت را ایجاد کنند ولی آنها دقیق نمی‌دانستند که چه می‌خواهند و در پس از مدتی تصمیم به ایجاد یک موتور جستجو گرفتند که یک رقیب حرفه‌ای به نام آلتاویستا آنها را برای اولین و آخرین بار در عرصه ی وب وا داشت تا مجبور شوند در کمال مستقل‌بودن با حریف مقابله کنند و سر انجام آلتاویستا شکست خورد ولی پس از مدتی یاهو بخش موتور جستجوی این شرکت را خریداری کرد که واقعاً اقدام عجیبی بود که ابتدا حریفی را شکست دهی ولی بعد از او کمک بخواهی.

گوگل نیز یک ایده‌ی دو دانشجو بود ولی آنها بر عکس موسسان یاهو دقیقاً می‌دانستند که چه می‌خواستند و در فکر یک انقلاب برای ایجاد یک موتور جستجو با روش انحصاری بودند. سر انجام در سال ۱۹۹۸ شرکت گوگل که نامش برگرفته شده از عدد گوگول (Googol) بود توانست با Yahoo رقابت کند و حقیقاً نیز گوگل از یاهو زیرک‌تر بوده و هست.
پس از مدتی یاهو به جایگاهی دست یافت که حتی مدیران آن نیز فکر نمی‌کردند یگانه یکه تاز وب شوند ولی آنها متاسفانه انحصار را همیشگی دانستند و به سعی کردند سیاست فشار بر کاربران را در پیش بگیرند و اقداماتی مانند تغییر فضای رایگان ایمیل کاربران از ۶مگابایت به ۴ مگابایت را اعمال کردند که کاربران را بسیار اندوهگین کرد و باعث شد به سایت‌هایی که ایمیل با فضای کمی بیشتر می دادند نقل مکان کنند.مشکلات یاهو رو به فزونی یافت و پس از مدتی موتور جستجوی این سایت نیز نتوانست جوابگوی نیازهای کاربران شود و یاهو با بی میلی تصمیم گرفت روش استعماری خود را در پیش بگیرد و این بار موتور جستجوی گوگل را که موتور جستجوی مناسبی بود در سال ۲۰۰۰ خریداری کرد و بدین ترتیب ماری بزرگ را در آستین خود پرورش داد.
گوگل از مشکلات اقتصادی که این شرکت کوچک را تا سر حد ورشکستگی پیش می‌برد نجات یافت ولی این برای گوگل کافی نبود و باید افکار بزرگتری را گسترش می داد پس نیاز به یک مغز متفکر بود که این مغز متفکر کسی نبود جز امید کردستانی. پس از ورود امید کردستانی گوگل با جنگ تبلیغاتی در رسانه ها و با تکیه بر این که قدرت جستجوی یاهو توسط گوگل است عرصه را آن چنان بر یاهو تنگ کرد که در سال ۲۰۰۲ یاهو اعلام کرد که دیگر از موتورجستجوی گوگل استفاده نمی‌کند و این اعلام آغاز یک جنگ سایبر بود.

امید کردستانی روش تبلیغات متنی با توجه به موضوعات جستجو شده توسط کاربران را پیشنهاد داد که هنوز نیز یکی از برترین روش‌های تبلیغات در اینترنت است سپس نیاز بود تا کارمندان مجبور به فکرکردن بشوند پس کریسمس ۲۰۰۲ در حالی که گوگل روزهای آخر استعمار توسط یاهو را سپری می‌کرد فرصتی بود که هریک از کارمندان حتی آشپزان گوگل نیز فکر کنند چگونه می‌شود شرکت را رو به پیشرفت برد و در این بین هر کس حرفی زد و چیزی گفت، نظری داد و حتی نظر داده شد غذاهای پرانرژی و تند و ورزش نیز بخش اجباری برای همگان شود تا مغزکارمندان اکسیژن بیشتری مصرف کند!

در گوگل فکرکردن جزء اجباری فعالیت‌های کارمندان است و بسیاری از اوقات در گوگل شاهد صحنه‌هایی از قبیل جویدن یک هویج و تفکر شدید و یا انداختن پاها بر روی میز و بستن چشم‌ها و فکرکردن هستیم که همین افکار زاینده‌ی طرح‌های موفقی همچون اورکات، جی‌میل و ... بوده‌ایم و هستیم.
گوگل را می‌توان یک انقلاب‌گر بزرگ نامید که بسیار جاه‌طلب و حریص است ولی یاهو تا از پیشرفت کاری مطمئن نباشد آن را آغاز نمی‌کند و به همین علت معمولاً یاهو پس از مدتی خدماتی را ارائه می‌کند ولی با امکانات جدید و قابل‌قبول چیزی که در ۳۶۰ و فلیکر بیشتر مشخص است. جاه‌طلبی‌های گوگل نه‌تنها یاهو بلکه همگان را به تحرک واداشته است و نمونه‌ی بارز این حرف ارائه‌ی سرویس ایمیل با حجم بالا بود که تا قبل از آن حتی برای کاربرانی که سالیانه مبالغ زیادی پرداخت می‌کردند رویایی بیش نبود و ترس از اشغال زیاد فضا همواره مانعی برای سرویس‌های میل بود ولی گوگل این ترس را برای همیشه از بین برد تا جایی که امروزه سرویس‌های ایمیل اعم از کوچک و بزرگ فضاهای زیادی از چند صد مگابایت تا چند گیگابایت را ارائه می‌کنند.
انقلاب دیگر گوگل ایجاد بخش‌های متفاوت برای جستجوی تصاویر، گروهها و ... بود که تا قبل از آن دسترسی به این ویژگی‌ها به این صورت متفاوت ممکن نبود ولی گوگل با ایجاد چنین بخش‌هایی انقلابی ایجاد کرد که بیشتر موتورهای جستجو حتی آن‌هایی که نه‌چندان معروف هستند امروزه بخش‌های مجزایی برای جستجوی تصاویر و ... دارند.
یاهو سازنده‌ی خوبی نیست ولی مجموعه‌ای از امکانات خوب را گرد آورده است ولی گوگل همیشه به استقلال و ایجاد بهترین‌ها اندیشیده است هر چند سیاست‌های جدید گوگل در خرید شرکت‌ها و نرم‌افزارهای همانند پیکاسا یا Google Earth ممکن است این تصور را ایجاد کند که گوگل به زودی شبیه به یاهو می‌شود ولی تفاوت‌های گوگل از جمله احترام گذاشتن به نیاز کاربران با ایجاد خدمات ۱۰۰% رایگان و این که همیشه دنبال انحصار است ممکن است این شرکت را شبیه به مایکروسافت کند منتها با روش کار کاربرپسندانه‌تر و به مراتب بهتر.
به هر حال باید منتظر بود و دید این رقابت‌ها تا کجا ادامه خواهند داشت؟!